السلام علی الحسین
و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
همیشه از بچگی روزهای عزاداری حسین(ع) واسم یه حال و هوای دیگه داشت،شلوغیه خیابونها و صدای گیرای هیئتها رو دوست داشتم.تب و تابی که واسه نذری دادن و نذری گرفتن توی شهر بود یه حس خاصی بهم میداد.
یادمه از همون موقعها هم که صدای طبلها و سینه زنیها رو می شنیدم یهو بغضم می ترکید،این عادت هنوزم با منه
ولی اون روزا یه دل کوچیک داشتم که هیچ دغدغه ای جز چیزای بچه گونه نداشت،اون موقع صداقتی توی کلامم بود که با یه بار یا حسین(ع) گفتن حاجتهای کوچولوم رو می گرفتم.دلم واسه اون روزای خوشگل یه ذره شده.ولی الان چی؟؟؟
این روزا دلم حسابی گرفته،دلم از همه چیز پره.دلم شکسته،خیلی وقته...ولی این دل شکسته واسه هیچ کس حتی اون بالاسری که زنده ام به عشقش ارزش نداره!
تا حالا شده دلتون به حال خودتون بسوزه،تا حالا شده حس کنین خیلی تنهایین اونقدر که حتی...تا حالا شده به هر دری می زنین بسته باشه،شده خیلی زمان واسه حاجت گرفتن صبر کنین،همش به خودتون امید بدین که آره من دیگه دارم قدم به قدم می رسم ولی بعد یه مدت بفهمین که اون چیزی که از دور می دیدین سرابی چشم نواز و دلخراش بوده!!!
یادمه پارسال توی همین ایام بود که خواهر گلم(مهناز)بهم گوشزد کرد«این روزها حاجت نخواه طلب سلامتی کن»،امسال هم چیزی نمی خوام فقط از خدا می خوام به حرمت خون سیدالشهدا،به حرمت صبرو دل داغدار زینب کبری(س) و به حق آبروی فاطمه زهرا(س)
هر دستی که خالی رو به درگاهش بلند میشه خالی پس نزنه
خدای مهربونم به عظمتت منم دستهام خالی تر از هر دست خالی ایه،دل من سر تا پا گناه می دونم ارزشی نداره ولی به حرمت اون دلهایی که کافیه یه کوچولو ترک بخورن تا حاجت روا بشن قسمت میدم
تنهام نذار،محتاجم،کمکم کن
از همتون میخوام که دعا کنین تا امیدم ناامید نشه
ببخشید اگه پراکنده گفتم درددلم زیاد ولی حیف که
یا اباعبدالله،یااباعبدالله،یا اباعبدالله
نظرتون در مورد دل نوشته ام خیلی واسم مهمه،حتما نظر بدین