فواد - افسر عراقی ( حامد بهداد ) به سمیره ( باران کوثری ) : سمیره تو ما رو دوست داشتی !
سمیره به فواد : ما یه معلمو دوست داشتم . فواد که فکر میکردم آدمه .
فواد : اون آدم منم . اینجاست.
سمیره : لباساتو نگاه کن .
فواد : تو مال من باش من این لباسارو آتش میزنم .
سمیره: تو اگه میتونی خودتو آتیش بزن .
فواد : سمیره من به خاطر تو آدم کشتم .
سمیره : اِ او آدم بود و همه اونایی که هر روز هزارتا هزارتا دارن رو زمین می ریزن و مثل گل پرپر میشن آدم نیستن ، ها ؟؟؟!
------------------------------------------------------------------------------
مهندس به یکی از بچه های جنگ : میدونم حالت خوب نیست ما داریم میریم خونه رضا حلالمون کن !
- فکر میکنی خواهرش زنده باشه ؟
مهندس: امیدوارم .
-منم میام.
مهندس : با این حالت ؟؟
- به تو مربوط نیست .







