|
|
|
|
با کمال تاسف پدر خواهر عزیز و دوست دوستداشتنیمون مهناز دیروز بعد از ظهر به رحمت ایزدی رفتند و دار فانی را وداع گفتند.
واقعا و از صمیم قلب به مهناز عزیزم و خانواده محترمش تسلیت میگم خیلی خیلی دردناک تحمل جای خالی پدر برای دخترش، امیدوارم خداوند صبر فراوان بهتون عطا کنه و روح بزرگ پدر رو قرین رحمت بکنه.خیلی دلم می خواست خبر بهبودیشون رو بهمون بدی و همه رو از نگرانی بیرون بیاری ولی،خداوند جور دیگری مقدر کرده بود.اونقدر ناراحتم که کلمات قاصر از بیانش هست.
همه دوستانی که منت می گذارند و به وبلاگ من میان تقاضا میکنم،برای شادی روح از دست رفتگان،به خصوص پدر بزرگوار مهناز عزیز،فاتحه ای قرائت کنند.وآرزو می کنم که خیلی خیلی دیر از این خبر ها بشنوید.
در پایان شعری زیبا در وصف این دنیای فانی:
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست/هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست/خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
و خواهر مهربانم،مهنازم بدان که پدرهمان خرم نغمه ای است که تا ابد به یاد خواهد ماند... |
|
شنبه 10 شهریور1386 |
|
|
| |